❤دو نیـــــمه قلبـــــم❤

مادرانه های من❤❤❤❤دلبرانه های شما

جبران خلیل جبران

1391/4/19 15:30
681 بازدید
اشتراک گذاری

 

فرزندان شما تکه هایی از وجود شما هستند که در  فضاهای آتی پراکنده اند!

 

 بر گرفته از کتاب  "لطفا"پدر و مادر خوبی باشید" به اهتمام محمود نامنی و صدیقه شجایی نامنی

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (19) ارسال نظر
مامان کوروش
19 تیر 91 14:14
شما مثل کمانی هستید که فرزندانتان مانند تیر زنده ای از چله ان پرتاب شده اند .کمانگیر است که هدف را در مسیر بینهایت میبیند واوست که با توانایی خویش شما را خم میکند تا تیرهای او را سریع وتا دور دست ها به پرواز در اید پس بگذارید که خم شدن شما در دستان کمانگیر از روی شادی باشد زیرا او هم به تیری که پرتاب میکند عشق میورزد وهم به کمانی که در دستانش ثابت میماند علاقه دارد
جبران خلیل جبران


خیلی خیلی قشنگ بود.ممنونم دوست عزیز.
ستاره زمینی
19 تیر 91 15:03
نایسل
19 تیر 91 20:56
قشنگ بود


ممنون.
پدر
19 تیر 91 20:56
سلام دردانه دورافتاده، سلام سلام دخترم ، پاره تنم، خیلی ممنونم که سر زدی واز این مبالغه هم متشکرم به خاطر مبارک بادی که گفتی، نازک دخترم چندی است برایت چیزی ننوشته ام ، می دونی،قبلا من یعنی تا سه سال پیش از این که بازنشسته بشم یه وبلاک داشتم توی بلاک اسکای که در آن می نوشتم ، نوشته هام رو خیلی ها که می خوندن ، نظراشون را که می خوندم می دیدم همه دخترای احساساتی هستن که فوری جرقه عاشق شدن توی ذهنشان متبادر به گلگشت شعر وشاعری شده و البتهنظراتشون را نمی ذاشتم چون مثل خرده پا ها بچه گانه ونادیده می خواستند ره صد ساله را یک شبه به پیمایند،.به هرحال شاید ، البته به زعم خودم می گم جوانترین پدربزرگ باشم که قریب 55 ساله هستم این از سن وسالم "اینکه از سن سالم نوشتم چون دخترم اینو پرسیده بودی "...اما بعد خوشحالم که بیشتر از گذشته آپ می کنی وبلاک بچه ها رو، این نشانه خوبی است وبه فال نیک می گیرم که تو را سرشار از انرژی می بینم .دخترم نوشته از دیروز تا فردات را یک بار نه چند بار دیگه در آف خوندم باورت میشه از کلمه ها بابت تسخیرشون باید تشکر کنم چقدر خلوص نیت در آن نهفته بود پنجره دلت را گشوده بودی بسوی نوارهای رنگین کمان آسمان ، زیبا وفریبا با شور وشعف واز آنچه که نوشته بودی تصور من در آن لجظاتی که سگ ها را با جرینگ آواز می فریفتی با چشم می دیدم .آن لحظات را می دیدم با دل من یکی می شد، صدای آوازت را می شنیدم ودر من می پیچید وبیرون می رفت ..این نوشته برای تو یادگاری است خاطره ای است هم برای خودت وهم برای دیگران ، کسانی که می آیند اینجا ومی خوانند ..چشانم من هم دارد شور می شود فعلا می روم ..برای تو دخترم پدر مهجورت


ممنون که میاین و با نظراتتون مارو خوشحال می کنید.
نایسل
19 تیر 91 20:56
ملسی اومدی تولد


خواهش می کنم.
نایسل
19 تیر 91 20:57
آره واقعا دوستای قدیمی یه چیز دیگن


آخ گفتی.مخصوصا" دوران ابتدایی و راهنمایی
نایسل
19 تیر 91 20:57
خدا الهی عزیزای توروهم برات حفظ کنه هزار سال بهشون عمر با عزت بده در کنار تو


ممنون گلم.
نایسل
19 تیر 91 20:58
این بابای من یه عشقی که نگو خجالتییییییییییییمهربونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن


ایول.
مامان علي خوشتيپ
19 تیر 91 21:07
جمله زيبايي بود.من عاشق كتاباي جبران خليل هستم


باز هم میزارم.
مامان علي خوشتيپ
19 تیر 91 21:07
عزيزم هركدوم از مواد رو نداري بگو شايد بشه حذفش كرد يا جايگزين براش گذاشت


راست میگی؟